محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

443

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

را آورده است . مورخ و اديب بزرگ ابو الحسن على بن بسام شنترينى معجم بزرگ تاريخى و ادبى خود را در قرطبه اندكى پس از سقوط دولت طوايف در سالهاى 502 و 503 ه تأليف كرده است . ابن بسام نخست در موطن خويش شنترين از شهرهاى پرتغال مىزيست . در سال 480 ه آن شهر را ترك گفت . مهاجرت او اندكى پيش از استيلاى مسيحيان بر زادگاه او بود « 21 » ، در اواخر عصر ملوك الطوايف و اوايل دولت مرابطون . ابن بسام چندى در اشبيليه زيست ؛ سپس از آنجا به قرطبه رفت و در آنجا به تأليف كتاب خود الذخيره پرداخت . الذخيره كتابى است بزرگ حاوى چهار مجلد كه مهمترين و نفيس‌ترين منابع تاريخى اندلس است ، چه از جهت تاريخى و چه از جهت اجتماعى يا ادبى . الذخيره با وجود دربرداشتن تراجم احوال جمع كثيرى از اكابر ادبا و نويسندگان و شعرا و نقل بسيارى از آثار منظوم و منثور ايشان ، مبالغ كثيرى از حوادث و وقايع تاريخى را نيز دربردارد . ابن بسام اين مطالب را از ابن حيان و ديگر مورخان عصر خويش نقل كرده و بعضى از اين وقايع رشحات قلم خود اوست . معاصر با ابن بسام ، كاتب و اديب و مورخ ديگرى است به نام فتح بن خاقان متوفى به سال 529 ه / 1134 م ، صاحب دو كتاب القلائد و المطمح . فتح بن خاقان در كتاب القلائد تاريخ جمع كثيرى از امرا و وزرا و دبيران و شعرا و قضاة عصر ملوك الطوايف را آورده است . فتح بن خاقان كتاب خود را به شيوه‌اى متكلفانه پيچيده در صنايع ، بخصوص سجع ، نوشته است . همچنين در كتاب ديگر خود مطمح الانفس و مسرح التأنس علاوه بر شرح حال آنان كه در القلائد آورده از جماعتى ديگر با همان اسلوب متصنعانه ياد كرده است . بالاخره شاعر و نويسندهء بزرگ ابو محمد بن عبد المجيد بن عبدون وزير بنى الافطس و رثاگوى دولتشان ، در اين عصر مىزيست . ابو محمد بن عبد المجيد بن عبدون در سال 520 ه / 1126 م جهان را بدرود گفت . ابن عبدون در كتاب خود القضاء و الحسبه تصاوير مهمى از وضع قضاوت و حسبت را همراه با مطالب جالبى از اوضاع و احوال مردم در جامعهء عصر ملوك الطوايف آورده است . در نوشته‌هاى او روح نقد و بدبينى موج مىزند . در رسالهء خود از اوضاع اشبيليه حكايت مىكند و از

--> ( 21 ) . رجوع كنيد به : الذخيره ، قسمت اول ، مجلد اول / ص 8 . شنترين در سال 486 ه / 1093 م به دست آلفونسوى ششم افتاد .